تبليغاتX
جوشش
تماس با من

 

 
| ای کاش | نفس نمی آید!! | جنگ. اعتماد.اعتقاد
 
| شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند | كنار پله‌ي تاريك | مجله‌ي كوچك | من شاعرم | امير آزاده‌دل | الهه مهر | گنجشکک اشي مشي | زردشت | پيرو از جنس احساس | فتو تاج | خیانت | وندیداد | مداد سیاه | اسپرمی مجهول | پوتین

رسانه 

| ايسنا | انتخاب | ايرنا |شرق | خانه هنرمندان | مهر نيوز | فارس نيوز | بي بي سي | ايلنا | ايپنا | بازتاب

آرشیو 

بهار 

فصل بهار کاشکی به باغم بیاد

کاشکی غزل باز به سراغم بیاد

 

بالای نیمه بستمو وا کنه

کاشکی غزل باز منو پیدا کنه

 

کاشکی بازم با هم صمیمی بشیم

مثل دو تا دوست قدیمی بشیم

 

گم شده بودم ولی پیدا می شم

قطره نمی مونم و دریا می شم

 

عمریه تو فصل غزل زیستم

این من ِ بی شعر که من نیستم

 

شاعرم و شعر وجود منه

شعر همه بود و نبود منه

 

هر چی می گم داغ ترم می کنه

شعره که مشتاق ترم می کنه

 

شعره که می سوزونه مرهم می ده

یه عالم تازه به آدم می ده

 

وقتی میاد و تو سرت می پیچه

وقتی شبا دور و برت می پیچه

 

وقتی که از تو خوابتو می گیره

می پرسه و جوابتو می گیره

 

وقتی دو بیتی تو گلوت می رقصه

رک می گه و رو آبروت می رقصه

 

وقتی تو چارچوبی و دید نداری

وقتی به فرداها امید نداری

 

میبینی تو قلب کویر لوطی

تو لحظه های آخر سقوطی

 

تشنه و تفتیده مث کویری

حس می کنی دیگه داری می میری

 

شعر میاد عصای دستت می شه

بازم جلو دار شکستت می شه

 

می گی و می نویسی حال می کنی

داد می زنی و قیل و قال می کنی

 

از غم ویاس و بی کسی  دور شدی

حس می کنی قیصر امین پور شدی

 

شاعرم و شعر وجود منه

شعر همه بود و نبود منه

 

فصل بهار بازم میاد به باغم

خوب می دونم شعر میاد سراغم

بهار



[ لينک ] ن ی م ا | چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |