تبليغاتX
جوشش
تماس با من

 

 
| ای کاش | نفس نمی آید!! | جنگ. اعتماد.اعتقاد
 
| شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند | كنار پله‌ي تاريك | مجله‌ي كوچك | من شاعرم | امير آزاده‌دل | الهه مهر | گنجشکک اشي مشي | زردشت | پيرو از جنس احساس | فتو تاج | خیانت | وندیداد | مداد سیاه | اسپرمی مجهول | پوتین

رسانه 

| ايسنا | انتخاب | ايرنا |شرق | خانه هنرمندان | مهر نيوز | فارس نيوز | بي بي سي | ايلنا | ايپنا | بازتاب

آرشیو 

ابراهیم . من. شیطان. قربانی. 

سلام

قبول دارم به قول پوتین عزیز نباید بعد از همچین سفری با این پست شروع میکردم اما به خودشم گفتم چه شده بود  بگذریم .

ازکجا شروع کنم و از چی بنویسم سخته خیلی هم سخته از مدینه و بقیع و بوی رسول اله یا از احرام و طواف و زمزم وصفا از عرفات و دعای بی بدیل عرفه یا از منا و قربانگاه و رمی جمره . تمام این سفر خوابی است در بیداری تمام تاریخ شیعه در مدینه و تمام تاریخ عبودیت در مکه قابل مشاهده است اینجا بوی هاجر و ابراهیم با ندای جبرئیل در هم آمیخته اینجا هنوز صدای شکستن لات و هبل به گوش میرسد و تو تو که باید پیامبری شوی در خود و به شکستن لات و هبل های درونت بپردازی... اینجا اینجا اینجا وصف ناشدنی ترین هارا یکجا و بی واسطه ساده و عمیق در کنار هم میبینی و تو  توئی که باید در این کار زار بیابی تمام گمشده هایت را و باید به خود آئی وبه خدا .و تمام این سیر تورا به یک سمت و سو میبرد که استعفا دهی از تمام آنچه برای خود قائلی از تمام منیت ها و پیاده شوی از تمام مرکبها و تنها یک مقام در این جایگاه تو را شایسته است و آن مقام بندگی است و بس. که بندگان او آزادترینهایند و اسیران غمش شاد ترینها و نیست مقامی رفیع تر از این مقام متصور

پ ن :سعی میکنم تعدادی از عکسهائی رو که تو مکه گرفتم برای پست بعدی آماده کنم

 



[ لينک ] ن ی م ا | شنبه سی ام دی 1385 |
حج 
سلام

۱ـتازه از سفر حج برگشتم و هنوز تو حال و هوای مکه و عرفات و ...هستم بازم اونقدر گفتنی هست که انتخاب یه بخش کوچیک واسه نوشتن تو چند خط غیر ممکن به نظر میرسه اما تو این سفر چند نکته دیدنی و شنیدنی بود که نمیشه ازش گذشت و حتی بعد از برگشتن جملاتی شنیدم که خیلی منو به فکر فرو برد و به موقع ان شااله مینویسم.

۲ـ همیشه از انسانهائی که تو وهم وخیال زندگی میکنن بدم میومده کسانی که واسه خودشون یه امپراطوری بزرگ درست کرده و خودشونو به حکومت اونجا منصوب و همه رو در رتبه های پائین ترو زیر دست قلمداد میکنن این جور آدما غالبآ خود شیفته اند و گمون میکنن کاری که اونا انجام میدن از دست هیچکس دیگه بر نمیاد و جالب اینجاست که نمیتونن از این خواب بیدار بشن چون اصلآ خواب نیستن بلکه خودشونو به خواب زدن "اسمش جهل مرکبه":

 ""آنکس که نداند و نداند که نداند         در جهل مرکب ابد الدهر بماند""

۳ـ ما انسانها چند تا خصلت داریم که خیلی باعث عقب افتادنمون میشه و موانع زیادی برامون پیش میاره یکی از بدتریناش فراموشیه و این که خیلی زود یادمون میره چی بودیم.حالا چی شدیمش بماند. این خصلت باعث میشه صفت های بد دیگه هم پیداشون بشه از جمله اینکه ما یادمون میره قدردان باشیم و نمک شناسی کنیم و این ابتدای افول ماست:

 "شکر نعمت نعمتت افزون کند           کفر. نعمت از کفت بیرون کند"

۴ـ همچین شیطون تو جلدمه که میترسم اون جای من تصمیم بگیره واقعآ بهم فشار اومده خدا به خیر کنه

 



[ لينک ] ن ی م ا | چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 |