تبليغاتX
جوشش
تماس با من

 

 
| ای کاش | نفس نمی آید!! | جنگ. اعتماد.اعتقاد
 
| شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند | كنار پله‌ي تاريك | مجله‌ي كوچك | من شاعرم | امير آزاده‌دل | الهه مهر | گنجشکک اشي مشي | زردشت | پيرو از جنس احساس | فتو تاج | خیانت | وندیداد | مداد سیاه | اسپرمی مجهول | پوتین

رسانه 

| ايسنا | انتخاب | ايرنا |شرق | خانه هنرمندان | مهر نيوز | فارس نيوز | بي بي سي | ايلنا | ايپنا | بازتاب

آرشیو 

پدر شدم 

سلا دوستان بازم با کمی تاخیر خبر میدم و بابتش عذر میخوام پنج شنبه صبح بود که به توصیه پادشاه(خانم دکتر معینی)گرگ بد جنس قصه هارو (منظورم خانوممه)بردیم بیمارستان آتیه و به جرم قورت دادن شنگول و منگول شیکمشو پاره کردیم و شنگولو نجات دادیم اما از منگول تا کنون خبری بدست نیامده است خب مهم نیست مهم شنگول که الان تو خونه ماست و داره شیر میخوره و نق میزنه.

تازه چشام گرم شده بود که خواهرم صدام زد حسین پاشو بچه رو آوردن با عجله دویدم بیرون و از پشت شیشه پسر کوچولوئی رو دیدم که به دستش یه چسب کاغذی زده بودن و روش اسم  خانومم بود و از اینجا میشد فهمید که این بچه پسر منه . تلاش نکردم شعر براش بگم اما این یه بیت همش تو ذهنم میگشت: امروز صبح صاحب یک گل پسر شدم          حسی عجیب بود رفیقان پدر شدم

درست بیست روز بعد از تولد خودم حالا پسرم به دنیا اومد وقتی تو اتاق آوردنش و بغلش کردم بوی خدا میداد بوی صداقت و یه رنگی میشد تو چشماش انعکاس لبخند خدا رو دید میشد صداقت رو لمس کرد میشد به گریه هاش اعتماد کرد و باورش کرد میشد عاشقش بود میشد پاکی رو تو یک کلام حس کرد آره میشد میشد خیلی چیزائی که تو دنیای ما حکم کیمیا  دارن رو یکجا دید همش جمع شده تو یه کوچولوی سه و نیم کیلوئی کوچولوئی که حالا تمام منه تمام من و مادرش آره میخوامش با تمام دردسراش ...

   



[ لينک ] ن ی م ا | یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 |